عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

264

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بجان پاك از دهن جبرئيل كه در مريم دميد ، تا به آن نيرو گرفت و بى پدر از مادر در وجود آمد ، و گفته‌اند - كه جبرئيل در همه حال قرين وى بودى در سفر و در حضر و در آسمان . قال يزيد بن ميسرة - لم يفارقه ساعة و لم يقرب منه الشيطان لدعوة الجدّة ، انى اعيذها بك و ذريتها من الشيطان الرجيم . ابن عباس گفت و جماعتى از مفسران - كه معنى وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ آنست كه وى را نام اعظم در آموختيم تا مرده بدان زنده ميگردانيد ، و خلق را بدان عجائب معجزات مىنمود ، پس به اين قول روح القدس اسم اعظم است ، ابن زيد گفت : - روح القدس انجيل است ، هم بدانمعنى كه قرآن را بدان روح خواند ، و ذلك فى قوله أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا باز خطاب جهودان در گرفت - أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ - پس از آنك پيغامبران را فرستاديم تا معجزها آشكارا كردند ، و نشانهاى روشن نمودند ، شما راست راه و راست كار نگشتيد ، هر گه كه پيغامبرى آيد بشما نه بر وفق دل خواست و هواء شما ، گردن مىكشيد و ننگ داريد كه بوى ايمان آريد پس قومى را دروغ زن گيريد چون عيسى و محمد ع ، و قومى را ميكشيد چنانك يحيى و زكريا و شعيا و غيرهم . قال عبد اللَّه ابن مسعود - كانت بنو اسرائيل تقتل فى اليوم سبعين نبيا و يقوم سوق بقلهم من آخر النهار وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ - جهودان گفتند بر طريق استهزاء و انكار كه دلهاى ما در غلاف است از آنچه تو مىگويى ، جاى ديگر گفت - وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ - دلهاى ما در پوشش است . اكنّة و غلف يكى بود ، كنان و غلاف هر دو بيك معنىاند . مشركان و جهودان اين سخن فراوان گفته‌اند و بدان نوميدان كردن رسول خدا خواسته‌اند ، كه ما ترا به پيغامبرى نميدانيم ، و فرا آنچه تو آوردى نه مىبينيم ، و اگر غلف برفع لام خوانى معنى آنست كه قلوبنا اوعية الحكمة دلهاى ما خود پيرايهء دانش است و حكمت ، و درين قراءت خويشتن را از رسول خدا و قرآن و شريعت اسلام بىنياز ميديدند . و معنى ديگر گفته‌اند به اين قراءت - يعنى كه دلهاى ما پيرايهء